ابو عبداله شمس الدين تبريزي مشهور به شمس مغربي ديگر شاعر آذربابجاني ست كه اشعاري به زبان مادري خود ( تاتي ) به يادگار گذاشته است . شمس الدين محمدمغربي از شعرا وعرفاي بزرگ قرن هشتم و اوايل قرن نهم بوده است كه در قريه ي آمند ، از توابع بلوك رودقات تبريز متولد شده است وبه سال 808 در تبريز در گذشته است (دانشمندان آذربايجان به نقل از نشريه دانشكده ادبيات تبريز شماره تابستان 1335 سال هشتم )چهار دوبيتي زير از بين سروده هاي تاتي او برگزيده شده است .

 ديره اويان چمن سامان بگرته (ديري ست كه  يار سامانم را مسخره كرده)

چمن بوم و برو دامان بگرته ( بروبوم ودامان مرا مسخره كرده است)

بجز اويان نوينم در برو بوم (چيزي غير از يار در اين برو بوم نمي بينم)

برو بومم همه اويان بگرته (همه بروبوم مرا يار مسخركرده است)

****

خوراژ زردي شره ب كوشن وهير (درجانب روستا خورشيد رو به زردي نهاد)

كه دام انداتمي  اژ راي نچير ( دام  انداختم در مسير نخجير)

ناگه هان هاكتم ب دام خوبان (ناگهان خودم افتادم به دام خوبان )

دام و نچير و هيرم  بشر اژ وير (دام و نخجير و روستاه از يادم رفت)

****